محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

159

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

ايشان به ستم حكم نشود . در سال بعد يعنى در سال 1349 م پدروى چهارم موفق شد كه جزاير شرقى ( جزاير بليار ) را از پسر عمّش خايمهء سوم بازپس بگيرد . خايمهء سوم در اين پيكار منهزم شد و در يك جنگ خونين به قتل رسيد . اين جزاير را خايمهء فاتح به يكى از فرزندانش كه او نيز خايمه لقب داشت تفويض كرده بود . او نيز چندى در آنجا به استقلال فرمان راند . پس از آن ميان پدرو پادشاه آراگون و پدروى ستمگر پادشاه قشتاله جنگ افتاد . پادشاه آراگون به كنت هنرى دوتراستمارا كه در طلب تاج و تخت قشتاله بود گرايش يافت و او را به لشكر و مال يارى داد تا سرانجام بر برادر خود پدروى ستمگر غلبه يافت و در سال 1369 م بر تخت سلطنت قشتاله جلوس كرد . پدرو همچنين توانست در سال 1377 م صقليه را بازپس ستاند ولى فرمانروايى آن را به پسرش مرتين سپرد . پدرو دختر خود الينور را به خوان اول پادشاه قشتاله داد و اين امر سبب شد كه تخت و تاج پادشاهى آراگون به خاندان پادشاهى قشتاله منتقل گردد ، زيرا از او فرزند ذكور برجاى نماند . پدروى چهارم در سال 1387 م درگذشت در حالى كه آراگون سخت نيرومند شده بود . پسرش خوان اول به جاى او نشست . او كه مردى ضعيف‌النفس بود ، از ادارهء امور مملكت ملول مىشد و به شعر و ادب روى مىآورد . مدت حكومتش از چند سال معدود درنگذشت . در سال 1395 م از اسب بيفتاد و بمرد . برادر كوچكش مرتين اول به جاى او نشست . عصر او عصر آرامش و استقرار بود . در عهد او روابطى دوستانه ميان آراگون و غرناطه به به‌وجود آمد و در سال 1405 م ميان دو مملكت پيمان دوستى بسته شد . چون مارتين اول در سال 1410 م درگذشت ، و جانشينى نداشت بر سر تاج و تخت آراگون كشاكش درگرفت . پارلمان ( كورتس ) خود زمام امور مملكت بر دست گرفت و مدت دو سال بر سر اينكه چه كسى بر تخت نشيند بحث و مشاجره بود . عاقبت راى بر حكومت فرناندوى قشتالى پسر خوان اول پادشاه قشتاله صادر شد . او را فرناندو صاحب انتقيره مىگفتند ، مادرش ملكه الينور بود ، دخت پدروى چهارم پادشاه آراگون و خواهر مرتين . فرناندو اين دعوت بپذيرفت و از